الشيخ الصدوق ( مترجم : بلاغي )

23

من لا يحضره الفقيه ( فارسي )

كسانى هستند كه گاوى را كه خداى تعالى به ذبح آن فرمان داده ذبح كردند ، و آنها عبارت بودند از اذينونه و برادرش ميذونه ، و برادرزاده اش و دختر و همسرش . شرح : « كتاب خصال مؤلَّف - ره - روايتى از حسين بن خالد از أبى الحسن عليه السّلام نقل مىكند كه مضمونش اينست كه كسانى كه قوم موسى را بعبادت گوساله فرمان دادند پنج تن بودند ، ولى در اين خبر گوساله پرستان را پنج تن دانسته ، و هر دو روايت با صريح كتاب خدا سازگار نيست زيرا قرآن سامرى را سبب ضلال بنى اسرائيل ميداند و با صراحت مىفرمايد * ( « وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ » ) * و نيز مىفرمايد « * ( وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِه مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَه خُوارٌ ) * » و مىفرمايد : « * ( فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ ) * - الى قوله تعالى - * ( قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْه عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى ) * - الآيه » كه ظهور در آن دارد كه همه يا بيشتر قوم گوساله پرست شدند . و بنا بر خبر متن يا آنچه در خصال روايت شده سبب ضلال يا اضلال قوم پنج تن يا ضاَّلين پنج تن بوده‌اند بخلاف آنچه در آيات مباركه هست و أساسا چگونه كار ضاَّلين يا مضلَّين ملاك تشريع حكمى از احكام الهى مىشود ! آيا كار و سنّت حسنه اى است گوساله پرستيدن يا گوسالهء سامرى ساختن و مردم را گمراه كردن ؟ تا به آن تأسّى شود ، و بايد مادر گوساله از پنج تن كفايت كند نه خودش در خبر نيز بقره است نه عجل ، اين اشكالات خود خبر را تضعيف مىكند ، علاوه بر آنكه سند معتبر و سالمى هم نيز ندارد » . و علَّت اينكه در مورد قربانى بره از ميش كفايت مىكند ، ولى بزغاله از بز كافى نيست اينست كه بره تلقيح مىكند ولى بزغاله تلقيح نمىكند . شرح : « بره كه پا در ماه هفتم يا هشتم يا نهم گذارد بر ماده مىجهد ، ولى بزغاله تا سالش تمام نشود بر ماده نمىجهد » .